مطمئنه در طول زندگیتون برای یک بار هم که شده با حس ترس مواجه شدید.
و میدونید در لحظه برنگیخده شدن این حس خفصی سینه فشورده میشه، نفستون توی سینه حبس میشه و میتونید ضربان قلبتون رو بشنوید.
تجربه ترس اصلا خوشاین نیست.
دوری که حاضریم هر کاری بکنیم تا دیگه این تجربه برامون تکرار نشد.
هر لحظه ی زندگیمون رو با حس نگرانی و ترس از مواجه شدن با اون تجربه سپری می کنیم.
فکر می کنیم با دور نگه داشتن خودمون از موضوعی که ترس رو برنگیخده می کنه آروم می شیم و یا تصور می کنیم که میتونیم با سر پوش گذاشتن، چشم حوشی کردن و نادیده گرفتن اون موضوع آرامش رو به زندگیمون برگردونیم.
قافل از این که اون حس همیشه با ما هست و در لحظه ی مواجهه با اون موضوع دوباره همون تجربیات گذاشته و شاید شدیدتر از قبل به سراغمون میاد و صدمات جبران نپذیری رو روی روح و روان ما میذاره.
روزی می رسه که خسته و مستحصل می شیم و به هرکی که می رسیم یه راه چاره می پرسیم.
حاضریم هر کاری بکنیم ولی از این حس بعد ترس خلاس شیم.
درست در همین لحظه هست که صدایی از درونمون با مهربانی صدامون می زنه.
به ما میگه که راه حل هر مشکلی در درون خودته.
فقط کافیه سکوت کنی و به درون خودت بری و فقط گوش کنی.
حالا بیایید با هم نفس عمیقی بگیریم و چشمها رو ببندیم.
اجازه بدید بدنتون با هر نفسی که دارید انجام می دید رها بشه.
با فضای درونتون یکی بشید و با مهربانی و آگاهی کامل به احماق وجودتون توجه کنید.
اجازه بدید تمام حس های درونتون با شما صحبت بکنن.
فقط شنونده باشید.
سعی کنید به جای مقاومت نشوندادن در مقابل شکایت های درونتون کاملا پذیرا باشید.
توی دلتون بگید من به تمام احساس های خودم احترام میگذارم و با آغوش باز پذیرای تک تک اونها هستم چون می دونم هر کدوم از اونها حرفی برای گفتن دارن.
در سکوت و آرامش کاملا حوشی ها رو آگاه بشینید و به هر حسی که از احماق درونتون مثل حبابی بالا میاد نگاه کنید.
ازشون بپرسید از کجا اومدن؟ از کدوم تجربه زندگیتون نشت گرفتن؟ میخوان چه چیزی رو به شما یاداوری بکنن؟ فراموش نکنید همه احساسهای درونتون حرفی برای گفتن دارن که شما باید بهشون گوش کنید.
هر کدومشون کلید در بستهی هستن که شما باید بازش کنید.
هر حسی که به سراغتون میاد میخواد به شما یاداوری بکنه که شما زنده اید.
هر کدومشون میخوان به شما یاد بدن که پذیرا بودن تنها راهی هست که شما رو به آرامش و رهایی سوغ میده.
راه رهایی چشم پوشی کردن نیست.
راهش سر پوش گذاشتن و یا نادیده گرفتن حس همون نیست بلکه باید با عشق پذیرای تک تک امون ها باشیم.
اجازه بدیم مثل حبابی از اهماغ وجودمون خارج بشن و به جایی برن که در اونجا فقط نور هست و سکت.
چند سنی شما رو تنها میذارم فقط سعی بکنید با آگاهی و حشیری کامل به تمام حرف های حس هاتون تمجو کنید.
بر روی رسیدن به آرامش باید تمام ناخالسی های وجودمون پاک بشن.
باید تمام نقاط تاریک وجودمون به نور تبدیل بشن.
به خودتون قول بدید هر روز چند دقیقهی به درون خودتون توجه کنید و در رو به رو شدن با احساساتتون کتایی نکنید.
قول بدید با عشق پذیرای تمام احساساتتون باشید و به جایی فرار کردن از اونا اجازه بدید با شما حرف بزنن.
آمیدوارم که روز به روز تاریکی های درونتون رو به روشنایی و نور تغییر بدید و وجودتون پار از عشق و آرامش باشه.
به اومیده دیدار.