
احتیاجبه استاد. داوود امینُالرُعایا
by Davood Amin
احتیاجبه استاد. داوود امینُالرُعایا. یکشنبه، ۴اوت۲۰۱۹. زمان: ۱۸دقیقه و ۵۸ثانیه. #استاد آیا برای حرکت در مسیر سلامت و شادی و آرامش به استاد احتیاج داریم یا نه #استادـمعنوی داوود امینُالرُعایا
Transcript
جمعه بیقراریت از طلب قرار توی جمعه بیقراریت از طلب طالب بیقرار باش طالب بیقرار باش تا که قرار آیده سلام و احترام کدمت دوستان عزیزم در مکتب سلامتی ساتریکا داود امینو رایه هستم موضوع بسیار مهمی که با هم میخوام در موردش صحبت کنیم بحث داشتن یا نداشتن هست داشتن اصطاد و یا نداشتن اصطاد در مکاتب باطنی کوهن از چین و هندو و جاپن و مصر شمنهای امریکایی و ابورجینهالای استرالیایی و بچمنهای سیبری همه و همه تأکید داشتن بر یافتن و داشتن اصطاد درونی و بسیار زریفتر اشاره کردن که این شاگرد نیست که اصطاد رو پیدا میکنه این اصطاد هست که شاگرد رو شکار میکنه در بعضی از مکاتب جدید اصرار دارن بر این که احتیاجی به اصطاد نیست و فرد خودش اگر به درون خودش بره همه چی رو پیدا میکنه خب تمام این ها اطلاعات هست information هست چیزی که به دست ما رسیده از کتاب ها و کلیپ ها و سخنان اصاطی و یکی از خاصیت های اطلاعات اینه که در ذهن ایجاد تزاد و تعارض میکنه ایجاد برخورد میکنه و افراد مدام سرگشته و سرگردان میشن مخصوصا اگر که به یکی از این اطلاعات دلبستگی و وابستگی و چسبندگی داشته باشند درد و رنج بیشتری میکشند و خود همین هیرانی و سرگردانی در نهایت باعث خیر اونها هست که در کتاه مدت باعث رنج اونها میشه امروز میخواییم در مورد این صحبت بکنیم که آیا واقعا به استاد نیازی هست یا نیست مثل همیشه برمیگردیم به سراغ جهان فیزیکی جهانی که همه من قابل لمس برا من هست و میتونیم به راحتی ببینیمش و تجربیات زیادی در این جهان داشتیم من سال ها مربی شنا بودم از بچه های مهده کودک سه چهار ساله تا اسلخ های آب درمانی برای افراد بزرگ سال و پیر سال تا نوت سال و این افتخار رو داشتم که قبل از این که به اون ها شنا رو یاد بدم آشتی به آب رو و اعتماده به آب رو و اعتماده به مربیشون رو با هم کار میکردیم یعنی وقتی بچه ها وارد آب میشودن با آب سلاملیک میکردن حال و احوال میکردن و زمانی که از آب خارج میشودن از استخت تشکر میکردن و اون بچه ها همشون از لحاظ استیل استقامت بسیار عالی بودن پیشرفت خیلی خوبی داشتن و در حوضه بچه های کوشیکتر بچه های مهده کودک یا بچه های هفت ساله تمام طلاش من بر این بود که بچه ها با آب دوست شن با آب دوست باشن بتونن که به آب اعتماد کنن خودشون رو رحا کنن شل کنن و لذت قوتوار بودن در آب رو تجربه کنن اون بچه ای که این لذت رو ببره این امنیت رو در آب احساس بکنه و رحابش از ترس از خفش شدن از ترس از گرخ شدن به راحتی دو چار پنج جلسه شنا رو یاد میگیره و تا آخر عمرش آشق آب و شنا خواهد اما برعکس اگر مربی فشار بیاره صرفا برای یاد دادن برای اینکه یاد بده بچه یاد بگیره و پایان ترم بچه رو تحویل بده که پدر، مادر، مدیر محترم یا نامحترم مجموعه ورزشی تحویل بگیر سی تا بچه سفر دادی دو تا شنا دارن میرن این ظاهر قضیه است اکثر این بچه ها دیگه به استخبار نمیگردن دیگه با آب دوست نمیشن و خیلی وقت ها از آب و استخبار فراری هستن اعتماد به جریان آب رو نمیتونن تجربه کنن و فرصت از دست رفته توی بحث شنا، توی بحث هرفه ایش تمرین مدام و مداوم بسیار اهمیت داره تمرین صحیح، تکنیک صحیح بسیار اهمیت داره مربی بعضی وقتها باید سبوری کنه، سکوت کنه بعضی وقتها باید فریاد بزن و دمپاییش رو شود کنه که تناسب و تعادل اینها باعث میشه که بچه ها هم دلگرم باشن هم تمرین کنن هم شرموهایی داشته باشن و هم حساب ببرن در غیر این صورت تمرین نتیجه مصدوب رو نخواهد باشه یکی از مذایع تمرین و تمرین سخت این هست که فرد با محدودیت هاش روبه رو میشه و با یک فشار از بیرون با فشار مربیش میتونه از اون محدودیت رد بشه و اون زمان لحظه بسیار مبارکی هست اون آن آن بسیار مبارکی هست که فرد میبینه که میتونه 3 کلومتر، 4 کلومتر، 5 کلومتر، 10 کلومتر شنا کنه اون آن بسیار آن مبارکیه و اون آگاهی مثل خاصیت موینگی پخش میشه تو تمام قسمتهای زندگیش اون استقامت، اون شجاعت، اون سبر، اون سبوری گسترش پیدا میکنه به روابط کاریش گسترش پیدا میکنه به روابط زناشویش به روابط اجتماعیش، به روابط مالیش اون آدم دیگه به راحتی نمیشکنه به راحتی خورد نمیشه اگر بیفته، راحتتر از آدم معمولی پا میشه اگر خسته بشه، سری جا نمیزنه، ادامه میده چون میدونه که هر محدودیتی رو میشه رد کرد خب، در ظاهر، یک ذهن جوزنگر و سطینگر نمیتونه ارتباط بین شناه و مسایل مالی رو ببینه ولی یک ذهن کلنگر میتونه یک ذهن جوزنگر نمیتونه اهمیت آشتی با آب و گوته برشدن در آب و اعتماد کردن به آب رو دریابه و ارتباطش با مسایل مالی و زناشوی و مشکلات اجتماعی دریابه اما یک ذهن کلنگر میتونه توی ساتفیکا، تلاشمون برای این هست که با تمرین های عملی ذهن جوزنگر و سطینگرمون رو به ذهنی کلنگر و امغنگر تبدیل کنیم که بتونیم ارتباطات رو هم ببینیم پس ما روی اجزا صرفاً تحکیم نداریم روی ارتباطات، ارتباطات بین اجزا و ارتباط اجزا با کل تحکیم داریم پس اینجا نقش مرعبی بسیار مهم هست این که مرعبی خوده سالم باشه، سرپا باشه، سرخال باشه، بششاش باشه، پورنوجی باشه خوش چهره باشه، خوش اندام باشه، خوش تیپ باشه همه این ها روی بچه هایی که اومدن شناید بگیرن تأثیر داره سر وقتش بگه بخنده، سر وقتش هم نه بگه تو حوضه کوه نوردی هم دقیقاً همینطور تو حوضه کوه نوردی هم افراد برای این که بتونن یه کوه بلند مثل دماوند رو سعود بکنند میبایست از همین کلکچال و درکی و دربند شروع بکنند ما خیلی از افراد رو میبینیم که سالها، سی سال، چهره سال صرفاً کلکچال میرند، بسیار خوب، خیلی هم خوب هست اما اگر کسی میخواد به دماوند سعود بکنه به راهتی و زنده برگرده به خونش احتیاج به یک راهنما داره راهنمایی که هم مسیر رو بلد باشه، هم رفت رو و هم برگشت رو و به راهنمایی احتیاج داره که بتونه تمرین بده که قبل از اینکه وارد محوطی کفت باشه آمادگی ذهنی و جسمی کافی رو داشته باشه برای روبرو شدن با چالشهای دماوند چون کسی نمیتونه بگه میتونه سعود بکنه یا نه اما میتونه آمادش بکنه مربیش که با چالشهایی که در از سر ارتفاع، در از سر شیپ در از سر سردرد، حالت تهوه، گشنگی، تشنگی زهد، خوندماک، سرما بهش دست میده چجوری روبرو بشه پس اینجا هما میبینیم که در حوضه فیزیکی، در جهان فیزیکی بسیار مهم هست که فرد برای اینکه یک شنا رو یاد بگیره در بتونه یک گله رو سعود بکنه احتیاج به راهنما و مرکز تو بحث هنرهای رزمی هم دقیقا همینطور تو بحث بدنسازی هم دقیقا همینطور وقتی که فردی میاد بدنسازی رو شروع بکنه زیر اون خواستش نیتهایی هست، نیازهایی هست حالا نیازه به قوی تر شدن، نیازه به بزرگ تر شدن هجیم تر شدن، زیبا تر شدن، زورمن تر شدن نیازه به جلب توجه بیشتر، نیازه به سلامتی بیشتر و نیازهای زیادی هست یا همش در کناره هم با درستهای مختلف اون مرعبیی که اونجا نشسته میتونه از این نیازهای فرد سوه استفاده کنه اگر که فرد خداگاهی جسمانی نداشته باشه اگر که فرد خرد نداشته باشه اگر فرد سبور نباشه خب، علامه متاسفانه بعضی از باشگاه ها رو میبینیم و بعضی از مرعبی ها رو که از این عجول بودن، تمبل بودن و ستینگر بودن زهن افرادی که میان بدن سازی سوه استفاده می کنند برای فروشه و برای فروختن مواد نیروز ها و پود ها و گرس ها و آمپول ها و اینا که تا حدودی همه تون از عوارزش شنیدید تا حدودی هنوز حجم اصلی عوارز کشنشده باقی مونده خب، اون مرعبی بسیار آگاه هست از نقاط زعف اون شاگر و میتونه که از اون نقاط زعف سوه استفاده کنه چرا؟ چون برای شناخت ماحیت منش قدمی بر نداشته برای شناخت ماحیت نفسش قدمی بر نداشته ماحیت نفس رو اصلا خبر ازش نداره از حرس و آزها، از نفرت و بیزاری ها، از ترس و نگرانی های درونی خودش بیخبره نمیتونه که داره به خاطر پول هر کاری می کنه در جهل، در قفلت و در جهل از قفلتش و قافل بودن از جهلش هست و کاری که می کنه به نظر خودش تا حدودی درست می آد می گه اگر من بهش نفروشم، باشکا بقالی می فروشه اگر من بهش تذریق نکنم، اون یکی مربی می کنه مشتریم می پره در حوضه های دیگم دقیقا این امر می تونه ساده باشه فردی می تونه درمانگر باشه، انرژی درمانگر باشه که گشته های طبب مکمل، طبب کلنگر یا به قول پزشکان محترم طبب هاشیه فعالیت بکنه می تونه اصلا پزشک باشه از نقاط زعف مراجش آگاهه از ترسها آگاهه از نگرانیها آگاهه از اجول بودن مردم آگاهه از تمبل بودن مردم هم آگاهه و معتقده که اگر من نبرم مدتب بقلی می بره پس اینجاست که ما در ساتفیقا تحکید داریم آقا، خانم، آقای محترم، خانم محترم آقای نامحترم، خانم نامحترم قدمت رو بردار برای شناسایی ماحیت زهنت ذهن اجول، تمبل و جوزنگرت ذهن اجول، تمبل و ستینگرت با ترسهاد آشنا شو با نقط زعفهاد آشنا شو با اجول بودن و تمبل بودنت آشنا شو با بیحسل بودنت آشنا شو با مفت خور بودن و مفت بر بودن و مفت کش بودنت روبه رو شو اون زمانی که شما اینها رو بشناسی حس کنی، بپذیری اون زمان اتفاقی که میفته من مربی، من مربی بدنسازی من درمانگر، من پزشک، من استاد نمیتونم از اجول بودنت سو استفاده کنم نمیتونم از ترسهاد سو استفاده کنم نمیتونم از نگرانیهاد سو استفاده کنم خب این جهان فیزیکی بود جهانی که همه من توش تجربیات کافی داریم و حالا میبینیم که در جهان متا فیزیک در جهان ذهن، در جهان روان در جهان کالبوت های ذهنی اگر به همین غبال ما بخواییم نگاه بکنیم حتما احتیاج به مربی داریم حتما احتیاج به تمرین مدام و مداوم داریم و حتما احتیاج به راه نما داریم و حتما احتیاج به کسی داریم که به ما بگه راه برگشت هم چجوری هست غیر از این نمیشه؟ چرا؟ میشه هم میتونیم خودمون شنایات بگیریم میتونیم خودمون برین دماوند رو سرود کنیم میتونیم خودمون ورزش های رزنی رو یاد بگیریم و میباییست که وقت بذاریم هزینه بذاریم آصیف هایی رو هم که میبینیم به جون بخریم و مسلمان نتیجه در بلند مدت خواهیم گرفت اما نکته ای که هست، آیا عرضشش رو داره؟ باید این رو بسنجیم و بعد انتخاب بکنیم بعضی وقت ها هست که نفس ما یا من ما یا اگوی ما چون از خطر راهنما و مربی و استاد آقا هست چون نمیخواد که ماهیت تنبل و اجول و ستینگرش افشا بشه، کهش بشه به من و شما میگه که به استاد احتیاجی نیست خودت هم میتونی از پسش بر بیاریم خودمون هم میتونیم از پسش بر بیاریم چار تا کتاب میخونیم و چار تا تمرین تو انترنیت دانلود میکنیم و دوتا هم تو یوتیوب نگاه میکنیم و حرکت میکنیم ما باید حواستمون به این قسمت از وجودمون هم باشه که تنبل هست، زیر بار تمرین نمیخواد بره اجول هست، همه چیز رو سریع میخواد به بهترین وضعیتی و جوزنگر هست فقط برای خودش میخواد این فایل رو حدقل سه مرتبه گوش کنید نکات مهمش رو یاد داشت بکنید برید سراغ ترسهاتون، ترسهاتون رو بشنسید وقتی که مراغبه میکنید از اجول بودنتون آگاه بشید وقتی مراغبه میکنید از بیقرار بودنتون آگاه بشید وقتی که مراغبه نمیکنید از تنبل بودنتون آگاه بشید این آگاهی براتون بسیار مفید خواهد بود دوستتون دارم روز زیبایی بسازید به زیبایی چشمان پر نور و قلب مهربونتون
